حسين حيدري نيا اجتماعی.هنری.مذهبی.سیاسی.فرهنگی |
||||||||||||||||||||||||||
یک شنبه 17 فروردين 1393برچسب:حسین حیدری,فرهنگی,هنری,عاشقانه,مذهبی,سیاسی ,علمی,کرج,البرز,کمپینگ خیرین,ولایت فقیه,, :: 10:41 :: نويسنده : حسين حيدري نيا
نظریهی «ولایت فقیه» در کتابی با قدمت ده قرن
ضربهای که از حاکمیت ولایت فقیه در ایران، بر پیکر زورگویان و چپاولگرایان دوران حاضر، وارد شده است، سبب گردیده تا این افراد، به بهانههای مختلف، درصدد تضعیف این نهاد مقدس باشند. اگر اهل رصدکردن رسانهها و نشریات معلومالحال باشید حتماً تصدیق خواهیدکرد که چه هجمهی عظیمی برای القای بیریشه و جدیدبودنِ نظریهی «ولایت فقیه» صورت میگیرد. اما بر اهل تحقیق، پوشیده نیست که سابقه و قدمت این نظریه در میان علمای شیعه، به بیش از هزار سال میرسد.
یکی از علمای بزرگی که در قرن چهارم و پنجم هجری، زندگی میکرد «ابوالصلاح حلبی» است. این بزرگوار که به تعبیر علامه مجلسی(رحمهالله) «بزرگتر از آن است که محتاج به بیان و توضیح باشد»[1] در کتاب فقهی ارزشمند خود به نام «الکافی»، بخش مستقلی بهنام «تنفیذ الاحکام» (اجرای احکام) را به رشتهی تحریر درآورده است. این عالم بزرگ شیعی، در این بخش از کتاب خود، پس از تأکید بر این نکته که «اجراى احكام شرعى و حكم بر طبق تعبد به آنها از واجبات امامانمعصوم(علیهمالسلام) و مختص به آنهاست»، یادآور میشود که غیر از معصومین(علیهمالسلام) فقط کسانی، شایستگیِ این امور را دارند که صلاحیت آنان از سوی ائمه(علیهمالسلام) تأیید شده باشد. مرحوم «ابوالصلاح حلبی» برای اینکه خصوصیات چنین شخصی را بهطور واضح، بیانکند به ذکر ویژگیها و صفات موردنظر میپردازد و مینویسد: «شروط نیابت از سوى امام عبارت است از: 1- علم به حق در حكمى كه به او ارجاع شده است. 2- قدرت بر اجراى آن بهگونهاى كه لازم است. 3- داشتن عقل، اندیشه و بردبارى. 4- بصیرت به اوضاع. 5- ظهور عدالت و پاكدامنى و تدین به حكم، 6. قدرت بر قیام به حكم و قراردادن آن در جاى خود.»[2] اگر شما اصل نهم قانوناساسی را -که در آن، صفات و شرایط رهبر، ذکر شده است را مطالعه کرده باشید- خواهید دید که چیزی غیر از همین صفات ذکرشده در کتاب «شیخ ابوالصلاح حلبی»(رحمهالله) نیست. کتابی که در قرن پنجم هجری، نگاشته شده و با یک حساب ساده میتوان دریافت که اکنون، دهقرن از آن زمان میگذرد. بنابراین، بیریشه و فاقد پیشینهخواندنِ نظریهی «ولایت فقیه» در فقه شیعه را یا باید به حساب جهل و فقدان مطالعه گذاشت و یا باید آن را ناشی از دشمنی و هواپرستی قلمداد کرد. ------------------------------ پینوشت: 1- تقریب المعارف، مقدمه، ص ۸ 2- الکافی/ ص 423
درباره وبلاگ خوش آمدید آخرین مطالب پیوندهای روزانه پيوندها
![]() نويسندگان
|
||||||||||||||||||||||||||
![]() |